تبليغاتX
آشیق سرسونت
پشت سر نقاش جوان
شب از نیمه گذشته. آتش از هیمه و دندان از خورشت قیمه. دستمال ترمه و ناز و کرشمه.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

که گلزار دمیده ست
نه گلزار دمیده ست و نه گلزار دمیده ست. ولی به عادت قدیم بیایید بیایید.
2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

دل آشوب نباش جوان

دل گرفته بود و دل آشوب. گفتمش هی نرغال! فانوس دریایی که به گردابی تکان نمی خورد را چه هراس از باد اشکم. بگذار بگذرد.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  | 

نیمروی مقدس

تخم مرغ با کره و مردان گرسنه. مرغ باکره و خروسهای وحشی. یعنی اینقدر فاصله مهم است امروز.

2 نوشته شده     توسط سرسونت  |