سماور آبجوش. مامان نشسته پهلوش
پایان نامه ای در باب عشق و انتظار دارم در ذهنم. فقط شک دارم که صبر ایوب بود یا یعقوب.
2
نوشته شده   توسط سرسونت
|
قورباغه ات را قورت بده
گیرم که قورباغه ات را قورت داده ای، حالا چرا قیافه ی آدمای موفق رو گرفتی واسه خودت؟
2
نوشته شده   توسط سرسونت
|
زمان می گذرد و ما هی عاشقتر می شویم و این قصه که پیرها معرکه گیر خوبی هستند را.
مثلا سرعت مشمول زمان می شود یا انتگرال مشمول زمان نمی شود و در یک مثال دیگر عشق مشمول شما می شود.
2
نوشته شده   توسط سرسونت
|
ایتالیانو
عشق و نگاه و سلام و فکرت در ذهن من با گرمای داغ تنت را پیتزا همین است دیگر، نه؟
2
نوشته شده   توسط سرسونت
|