خانه دوست کجاست؟
برو. برو.برو. برو.برو. برو.برو. برو.برو. برو.برو. برو.برو. برو. آهّا. وایسا. همونجاس.
2
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:17  توسط آشیق سرسونت
|
بد خط
با دست چپ نوشتم "دوستت دارم" و انداختم حیاط خانه تان کاغذ را، که فکر کنی عاشقی جز من داری.
2
نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 18:35  توسط آشیق سرسونت
|
عشق هم نیستم
من یک بیست سوالی ام، ولی خدا نیستم. بپرس
2
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 10:41  توسط آشیق سرسونت
|
اقتضای طبیعت
عقرب ِ زلف ِ کژت نیشم زده، من دلم خرابه.
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:38  توسط آشیق سرسونت
|
آرامترین خواب
با مرغ هوا دوست شد به قصد رفع گرسنگی.
2
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 23:39  توسط آشیق سرسونت
|
پوزیشن
مرا دردیست اندر دل، تو چونی؟
2
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:29  توسط آشیق سرسونت
|
نهان به
مرا دردیست اندر دل، اگر گویم ندارم
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:29  توسط آشیق سرسونت
|
گول
مرا دردیست اندر دل، بیا ببین راست می گم؟
2
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:20  توسط آشیق سرسونت
|
داغ تو دارد این دلم
بی همگان به سر شود، بی تو هم یه جور به سر می کنیم حالا.
2
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 15:23  توسط آشیق سرسونت
|
پرواز از فتحه تا ضمه روی سنگفرش حیاط
مَرد روی بازوهایش، عکس پر ِ عقاب کشید با فونت درشت و روی پشت بام رفت به قصد پرواز و
مُرد.
پ.ن۱: پرواز از فتحه تا ضمه روی سنگفرش حیاط با فونت درشت
2
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:4  توسط آشیق سرسونت
|